مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
یوسفعلی میرشکاک در نقد این کتاب گفت: به نظر من کتاب حاضر بیشتر یک جنگ است و این مشکل خیلی به آقای ضیایی مربوط نمیشود.
این رویکرد که هر هنرمندی در عرصه هنر خود از قلمی برخوردار باشد که بتواند هنرش را بخوبی منتقل کند، رویکرد اشتباهی است. هر خوانندهای که این کتاب را به دست بگیرد متوجه میشود نویسنده، قلم رسایی در رساندن مطلب خود نداشته است.
این منتقد در تکمیل سخنانش، به زواید، حشوها و اشکالات دستوری در متن کتاب اشاره کرد که از آنها میتوان کاربرد کلمات غلط «فراشگفت» و «ژانرگونه» را نام برد.
در ادامه جلسه منصور فارسی درباره کتاب مورد بحث و اظهارات دیگر منتقد جلسه گفت: ما در کشور فقر تئوری و کار روی زمین مانده زیاد داریم و تنگنظریها باعث میشود کارها بدرستی صورت نگیرند. کافی است یک نفر مطالب این کتاب و کتابهایی از این دست را بفهمد؛ هرچند مشکلات بسیار عادی در این کتاب هست که حتما در کتابهای بعدی رعایت خواهند شد.
وی به ارائه تعاریف خود از مقولاتی چون هجو، هزل و طنز پرداخت و ادامه داد: در اینجا به اشتباه از کلمه هجو استفاده شده است، چون هجو فقط برخورد متنی با یک رویداد است. همچنین در هزل ما صرفا برای ایجاد خنده طرحی را ترسیم میکنیم و اثری که بیننده را به غم وامیدارد و هدفش عیبجویی است هجو نام دارد؛ اما هجو سیاه یا طنز سیاه بیمعناست.
فارسی پس از دستهبندی انسانها به لحاظ عمق، به 4 دسته نعلبکی، حوض، اقیانوس و بینهایت، بهاختصار به کاربرد و جایگاه کاریکاتور اشاره کرد و گفت: زبان کاریکاتور زبان امروز است و خوشحالم که توانسته به وسیله کارتون به سینما راه پیدا کند و خود را جهانی کند.
این کاریکاتوریست، بر خلاف آنچه ضیایی در کتاب اظهار داشته است، ارائه تعاریف منحصر بهفرد و کنسروشده برای انسان امروز را الزامی دانست و گفت: تعریف طنز و هجو و هزل باید در اینجا مطلق باشد؛ همانگونه که با کفش اسکی نمیتوان اسکیت کرد.
وی همچنین گفت: کاریکاتور از غار لاسکو و آلتامیرا آغاز شده است و نه بعد از اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ و نمیتوان از ظواهر یک واژه آن را تعریف کرد. طنز ترسیمی که در این کتاب بهعنوان تعریف کاریکاتور آمده است، تعریف مناسبی نیست. طنز حرکتی است پایان نیافته و اغراقآمیز که پایان آن در ذهن مخاطب کامل میشود.
در پاسخ به وی میرشکاک گفت: ایشان از منظری به نقادی پرداختند که مشمول نقد است. وی گفت: مولف در متن گاهی گریزهای ابتری به فلسفه زده و گاهی به ادبیات و مصطلحات رایج در آن نزدیک شده است. برای مثال در کاربرد ترکیب «اغراق مبالغهآمیز» بخوبی میدانیم که اغراق، نهایت مبالغه است و این ترکیب از اساس اشتباه است. وی همچنین در پاسخ به فارسی در مورد تعاریف کنسرو شده گفت: ما در هنر تعاریف کنسرو شده نداریم و اگر چنین بود در همان زمان افلاطون و ارسطو باید این تعاریف متوقف میشد. تعاریف هنری حالت جیوهای دارند و نمیتوان برای آنها چهارچوب ارائه داد.
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک